تبليغاتX
رز زرد JavaScript Codes example:

JavaScript Codes JavaScript Codes
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
JavaScript Codes


Javascripts


<وصيت نامه داريوش بزرگ>


اينک من از دنيا ميروم و کشورهايي جزء امپراتوري ايران است. در

تمام کشورها پول ايران رواج دارد وايرانييان در آن کشورها داراي

احترام هستند و مردم کشورها نيز در ايران محترمند. جانشين من

خشايار شاه بايد مثل من در حفظ اين کشورها بکوشد و راه

نگهداري اين کشورها آن است که در امور داخلي آن ها مداخله

نکند و مذهب وشعائر آن ها را محترم بشمارد. اکنون که من از دنيا

 مي روم تو يک زر در خزانه سلطنتي داري و اين زر يکي از ارکان

 قدرت توست؛ زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلکه به

 ثروت است. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين ذخيره بيفزايي

 نه از آن بکاهي. من نمي گويم که در مواقع ضروري از آن برداشت

نکن‌؛ بلکه قاعده اين زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن

برداشت کنند؛ اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه

برگردان . مادرت آتوسا بر من حق دارد؛ پس پيوسته وسايل رضايت

 خاطرش را فراهم کن. سال هاست که من مشغول ساختن

انبارهاي غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن اين

 انبارها را که از سنگ ساخته مي شود و به شکل استوانه است در

 مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن

 به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چند سال مي ماند بدون اينکه

 فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي

 تا اين که همواره آذوقه دو يا سه سال کشور در آن انبارها موجود

باشد و هر ساله بعد از اين که غله جديد به دست آمد از غله موجود

 در انبارها براي کسري خوار و بار از آن استفاده کن و غله جديد را

بعد از اين که جاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو

هرگزبراي آذوقه در اين مملکت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا

سه سال پياپي خشک سالي شود.  هرگز دوستان و نديمان خود را

به کارهاي مملکتي نگمار و براي آن ها همان مزيت دوست بودن با

تو کافي است. چون اگر دوستان و نديمان خود را به کارهاي

مملکتي بگماري و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع

کنند، نخواهي توانست آن ها را به مجازات برساني چون با تو

دوست هستند و تو ناچاري رعايت دوستي بنمايي. کانالي که من

 مي خواستم بين شط نيل و درياي سرخ به وجود بياورم هنوز به

 اتمام نرسيده و تمام کردن اين کانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي

 اهميت دارد تو بايد آن کانال را به اتمام برساني و عوارض عبور

 کشتي ها از آن کانال نبايد آن قدر سنگين باشد که ناخدايان کشتي

 ترجيح بدهند که از آن عبور نکنند. اکنون من سپاهي به طرف مصر

 فرستادم تا اين که در اين قلمرو، نظم و امنيت برقرار کنند؛ ولي

فرصت نکردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين کار را به

 انجام برساني. با يک ارتش قدرتمند به يونان حمله کن و به يونانيان

 بفهمان که پادشاه ايران قادر است مرتکبان فجايع را تنبيه کند.

توصيه ديگر من به تو اين است که هرگز دروغگو و متملق را به خود

 راه نده؛ چون هر دو آن ها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم

دروغگو را از خود دور نما. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نکن و

 براي اين که عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات

وضع کردم که تماس عمال ديوان با مردم را خيلي کم کرده است و

 اگر اين قانون را حفظ کني عمال حکومت با مردم زياد تماس

نخواهند داشت افسران و سربازان ارتش را راضي نگهدار و با آن ها

 بدرفتاري نکن. اگر با آن ها بد رفتاري کني آن ها نخواهند توانست

 معامله متقابل کنند. امادر ميدان جنگ تلافي خواهند کرد ولو به

قيمت کشته شدن خودشان باشد و تلافي آن ها اين طور خواهد

بود که دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اين که

 وسيله شکست خوردن تو را فراهم کنند. امر آموزش را که من

شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا

اين که فهم و عقل آن ها بيش تر شود و هر چه فهم وعقل آن ها

بيش تر شود تو با اطمينان بيش تري مي تواني سلطنت کني.

همواره حامي کيش يزدان پرستي باش؛ اما هيچ قومي را مجبور

 نکن که از کيش تو پيروي کند و پيوسته و هميشه به خاطر داشته

 باش که هر کس بايد آزاد باشد و از هر کيش که ميل دارد پيروي

کند!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/30ساعت 0:46  توسط pari jooon | 

نیمه شب آواره وبی حس وحال...درسرم سودای جامی بی زوال

پرسه ای آغاز کردیم در خیال...دل به یاد آورد ایام وصال

از جدایی یک دو سالی می گذشت...یک دو سال ازعمررفت وبرنگشت
دل به یاد آورد اول بار را...خاطرات اولین دیدار راآن
نظربازی و آن اسراررا...آن دو چشم مست آهووار را
همچو رازی مبهم و سر بسته بود...چون من از تکرار او هم خسته بود
آمد و هم آشیان شد با من او...هم نشین و هم زبان شد با من ا
دامنش شد خوابگاه خستگی...اینچنین آغاز شد دلبستگی
وای از آن شب زنده داری تا سحر...وای از آن عمری که با او شد بسر
مست او بودم زدنیا بی خبر...دم به دم این عشق می شد بیشتر
آمد و در خلوتم دمساز شد...گفتگوها بین ما آغاز شد

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ، طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم...

اگر عاشقانه مردن را بلد نیستیم لااقل عاشقانه زندگی کنیم ...

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/28ساعت 2:1  توسط pari jooon | 
عکس های جدید یانگوم:

 

 

ادامه عکس ها

+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/07ساعت 0:26  توسط pari jooon | 

سلام دوستان امروز براتون چندتا لطیفه گذاشتم امیدوارم لذت ببرید

 

 بنده‌خدا ريش پروفسوري ميزاره، داشته از توي جنگل رد مي‌شده كه يه دفعه جناب شير مي‌پره روش و يه لقمه چپش مي‌كنه و با تعجب ميگه: تا حالا بزي نخورده بودم كه مزه خر بده!

 

يه رشتيه شب پا ميشه آب بخوره...ليوانشو كه بالا ميكشه ميگه: سلام بر حسين! يه دفه يكي از رو تخت ميگه: سلام از ماس اصغر آقا!

 

يه بنده خدا ميگن: مياي بريم راه‌پيمايي براي هفته دفاع مقدس؟ ميگه: نه، شما برين، من براي چهلمش ميام!

 

 دو تا غضنفر نشسته بودن.اولي از دومي ميپرسه كه: دو دو تا؟دومي ميگه:شش تا.اولي كمي فكر ميكنه و ميگه:آهان،از اون راه رفتي؟

 

 فرهنگستان لغت اعلام كرده: از اين به بعد به جاي واژه زشت و زننده «زن خراب» از واژه شيك و باكلاس «بانوي همگاني» استفاده نماييد!

 

يارو اينقدر واسه دوست دخترش نامه مي‌نويسه كه دختره با نامه‌رسون ازدواج مي‌كنه!

 

 سفير آمريكا مي‌خواسته حال بنده خدا رو بگيره. مي‌برتش آمريكا و بهش ميگه: زمين رو بكن. بعد از ده متر كندن ميرسن به يه سيم قديمي، آمريكائيه ميگه: اين يعني ما صد سال پيش تلفن داشتيم! بنده خدا خيلي بهش بر مي‌خوره، يارو و مي‌بره شهرشون و يه بيل بهش ميده و ميگه: زمين رو بكن، آمريكائيه 25 متر زمين رو مي‌كنه ولي به هيچي نمي‌رسه! خسته و عرق ريزان به بنده خدا ميگه: اين يعني چي؟ بنده خدا ميگه: اين يعني ما صد سال پيش موبايل داشتيم!

 

 زن از شوهرش ميپرسه : عزيزم تو زن خوشگل دوست داري يا زن با شعور؟ مرده ميگه : هيچ كدوم عزيزم من تورو دوست دارم...!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/07ساعت 0:10  توسط pari jooon | 

سپاس خدای را چه دلپذیراست اینکه گناهانمان پیدا نیستند وگرنه مجبور

بودیم هر روز خودمان را پاک بشوییم شاید هم می بایست زیر باران زندگی

 می کردیم و باز دلپذیرو نیکوست اینکه دروغهایمان شکل مان را دگرگون

نمی کنند چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم

خدای رحیم ! تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس ... فدریکو گارسیا

لورکا - Federico García Lorca

 

گوته می گوید: «اگر ثروتمند نیستی مهم نیست، بسیاری از مردم ثروتمند نیستند»، «اگر سالم

نیستی، هستند افرادی که با معلولیت و بیماری زندگی می کنند»، «اگر زیبا نیستی برخور

د درست با زشتی هم وجود دارد»، «اگر جوان نیستی، همه با چهره پیری مواجه می شوند»،

 «اگر تحصیلات عالی نداری با کمی سواد هم می توان زندگی کرد»، «اگر قدرت سیاسی و

مقام نداری، مشاغل مهم متعلق به معدودی انسان هاست»، «اما، اگر «عزت نفس نداری»، برو

 بمیر که هیچ نداری.» (hatman bekhonin

 

لسوف آلماني مي گويد: انسان موجود عجيبي است! اگر به او بگوييد در آسمان خدا, يكص

د ميليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد بي چون و چرا مي پذيرد. اما اگر در پاركي ببيند

 روي نيمكتي نوشته اند: رنگي نشويد, فورا انگشت خود را به نيمكت ميكشيم تا ببينيم رنگي نباشد!

 

خداوند به فرشتگان عقل داد بدون شهوت , حیوانات را شهوت داد بدون عقل و انسان را شهوت

 داد با عقل.هر انسانی عقلش به شهوتش غلبه کند بهتر از فرشتگان است .هر انسانی شهوتش بر

 عقلش غلبه کند بدتر از حیوانات است

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/28ساعت 22:46  توسط pari jooon | 
سلام دوستان اینم عکس آوریل که خواسته بودین

ادامه مطلب.....

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:1  توسط pari jooon | 
سلام دوستان اینم از بریتنی اسپیرز که مثلا می خواست خودشو مشهور تر کنه هی بهش گفتم کچل نکن مگه گوش می کرد............... .    

   

ادامه مطلب...

ادامه ی عکس ها.. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/14ساعت 16:4  توسط pari jooon | 
مهستی در گذشت...

به گزارش شبكه خبر مسيحيان فارسي زبان ،مهستی، خواننده مشهور ايرانی که از بيماری سرطان روده رنج می برد، به سن ۶۱ سالگی درسانتا روزای  کاليفرنيا و با ایمان آوردن به عیسی مسیح در خداوند به خواب رفت .

مهستی که نام اصلی اش «خديجه (افتخار) دده بالا» است، در سال ۱۳۲۵ متولد شد. او که خواهر ديگر خواننده محبوب ايرانی هايده است، توسط پرويز ياحقی، آهنگساز پر آوازه ايرانی، کشف ومعرفی شد.

مهستی کار خوانندگی را از برنامه گل های رنگارنگ و با آهنگ « آخه دلم را برده خدايا» که ساخته پرويز ياحقی بود، شروع کرد.

در آغاز، مهستی با مشکلات زيادی از طرف خانواده اش برای  شروع کارخوانندگی مواجه شد، با توجه به فشار خانواده مهستی تصميم گرفت که با تصوير جديدی از زن خواننده ايرانی پا به عرصه بگذارد. مهستی همواره خود را خواننده ای معرفی می کرد که به ارزش های خانوادگی احترام می گذارد.

مهستی همزمان با انقلاب در ایران به بريتانيا و سپس به آمريکا مهاجرت کرد.

در سال ۲۰۰۵ ميلادی، به خاطر« يک عمر فعاليت هنری» از مهستی در مجلس باشکوهی در لس آنجلس تقدير به عمل آمد.

در مارس ۲۰۰۷ مهستی اعلام کرد که دچار سرطان روده شده و از آن پس تلاش کرد تا جامعه ايرانی مقيم آمريکا را بيشتر با بيماری سرطان و نقش تمرين های فيزيکی در درمان اين بيماری آشنا کند.

مهستی در آخرین سالهای عمرش به عيسي مسيح ايمان آورد و تعميد يافته بود .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/10ساعت 1:53  توسط pari jooon | 
سلام دوستان این کد را در قسمت body سایت خود وارد کنید

   < " a target="_blank  herf="http://www.jigh2007.blogfa.com>

       "0"=img  src="http://i1.tinypic.com/oa95wx.gif>

<a/><"رز زرد"=alt  

                                                                                                   

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/09ساعت 2:9  توسط pari jooon | 

قدرت و صلابت يه مرد در پهن بودن شونه هاش نيست بلکه در اين

 هست که چقدر ميتوني به اون تکيه کني و اون ميتونه تو رو حمايت کن

قدرت و صلابت يه مرد اين نيست که چقدر بتونه صداش رو بلند کنه

 بلکه در اينه که چه جملات ملايمي رو ميتونه تو گوشات زمزمه کنه

قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چند تا رفيق داره بلکه در اين

 هست که چقدر با فرزندان خودش رفيق هست

زيبايي يه زن بايد از چشماش ديده بشه به خاطر اين که چشماش

دروازه ي قلبش هستند جايي که منزلگه عشق ميتونه باشه

زيبايي يه زن به خط و خال صورتش نيست بلکه زيبايي واقعي يه

 زن ..انعکاس در روحش داره

محبت و توجهي که عاشقانه ابراز ميکنه هيجاني که در زمان ديدار

 از خودش بروز ميده زيبايي يک زن هست چيزي که با گذشت ساليان متمادي .. افزايش پيدا ميکنه

حقیقت آدم ها آن نیست که بر شما آشکار می کنند ، بلکه آن است

 که از آشکار کردن آن ّبر شما عاجزند. بنابراین، اگر می خواهید آنها

 را بشناسید، به آنچه می کویند گوش ندهید، بلکه به آنچه ناگفته

می گذارند گوش بسپارید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/07ساعت 0:46  توسط pari jooon |